به وبلاگ سفر عشق خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید
تبلیغات

ترکش ریزی،آمبولانس تیزی...

وقتی عملیات نمی شد و جابه جایی صورت نمی گرفت نیروها از بیکاری حوصله شان کم می شد،نه تیر و ترکشی و نه شهید و مجروحی و نه سر و صدایی،منطقه یکنواخت و آرام بود.آن موقع بود که صدای همه در می آمد و بعضی ها برای روحیه دادن به رزمنده ها،دست به سوی آسمان بلند کرده و می گفتند : اللهم ارزقنا ترکش ریزی،آمبولانس تیزی،بیمارستان تمیزی و غذاها و کمپوت های لذیذی....
و همین طور قافیه سر هم می کرد و بقیه آمین می گفتند.

برگرفته از کتاب جشن پتو نویسنده عبدالرحیم سعیدی راد


برچسب ها : ,,,,,, دفعات بازدید : 27
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 27 آذر 1393 و در ساعت : 10:44 - نویسنده : محمد حسین عظیمی
آخرین مطالب نوشته شده
صفحات وبلاگ
Copyright © 2011 by safareeshghe.samenblog.com | designed by samenblog.com